یکشنبه دوم بهمن 1390
حول حالنا
سلام
دیروز داشتم از محل کار جدیدم که قراره به زندگی مون سر و سامان بده برمیگشتم از بلندی خیابون ولیعصر به سمت پایین، به ایستگاه ظفر که رسیدم یه گلفروشی دیدم رفتم به سمتش تا برای هستیم یوسف یه شاخه رز قرمز بخرم تا حال و هواشو عوض کنم که خسته شده بود از برف و سرما و راه تقریبا طولانی دانشگاه که برای آخرین امتحان رفته بود و امتحانش لغو شد و به کارش هم نرسید ...
به گلفروش که رسیدم پرسیدم ببخشید تا ونک چقدر مونده؟ میدونستم، اما میخواستم بپرسم تا بدونه عجله دارم و نمیخوام پدرم رو که قرارمون میدون ونک بود زیاد معطل کنم ... گفت: پیاده برو کمه ، انقدر که یکی از خاطراتتو مرور کنی رسیدی، البته خاطره شیرین و خوشتوها ! بی درنگ گفتم: میترسم ونک رو رد کنم از خوشی زیاد. خندید...
تحول همیشه برام برکت داشته ...
یا محول الحول و الاحوال ممنونم
شنبه بیست و چهارم دی 1390
خداحافظ ...
خدایا کمکم کن ...
تو این تصمیم که کوچیک نیست بزرگم کن
سه شنبه پانزدهم شهریور 1390
بهونه و بهونه گيري
زماني كه از وبلاگ نويسي به معناي نرم و راحت نوشتن و نوشتن مطالبي كه يه بارقههاي شخصي داره و شايد به ظاهر خيلي جدي نيست خسته شدم و احساس كردم شايد كارهاي مهمتري از به روز كردن وبلاگم دارم –البته اعتراف ميكنم اشتباه فكر ميكردم - شروع به روز كردن گفتگوهاييم كردم كه در رسانه منتشر ميشه –البته اين كار هم شايد از نگاه عدهاي خيلي مناسب وبلاگ نبود- اما من دوست داشتم و اين بهانهاي بود براي اينكه هيچ روزي وبلاگ تبديل به خونهاي متروكه نشه و تار عنكبوت نبنده !
اما اين روزها تو روزنامه ايران هر هفته يه پكيج 4 صفحهاي موسيقي دارم و هر بار يه گفتگوي بلند دوست داشتني – هميشه نوشتههام رو مثل فرزندانم دوست دارم- منتشر ميشه و شايد ديگه انقدر اين گفتگوها زياد شده كه بايد هر هفته وبلاگم رو با اونها به روز كنم كه اين هم شايد كار خيلي جالب نباشه ... به همين دليل اينبار فقط لينك گفتگوم رو ميذارم.
انقدر بهونه براي نوشتن و انقدر بهونه گيري براي ننوشتم وجود داره كه اين روزها « به همين سادگي» فقط داره نفس ميكشه و خيلي به ضربان قلبش فكر نمي كنم الان فعلا تند و كند اين ضربان تفاوتي نميكنه مهم بودنه به همين سادگي !
گفتگوي من با غلامعلي پورعطايي استاد پيشكسوت موسيقي
گفتگوي من با كارن همايونفر آهنگساز
سه شنبه یازدهم مرداد 1390
گفتگوي من با شهرداد روحاني
گفتگو با شهرداد روحاني، رهبر اركستر سمفونيك تهران
هدفم اعتلاي نام ايران در آسمان جهان است
متن كامل گفتگو در روزنامه ايران
پ.ن: روزهام حسابي بوي عطر نارنج گرفته، يوسف يه همراه خوب و دوستداشتني براي من و مهمتر از همه يه مشوق واقعيه شايد بعد از پدرم كه استوار و محكم هميشه من رو تو كار تشويق و همراهي ميكرد الان يوسف نقش پررنگي پيدا كرده ... (يوسف جان از همينجا به خاطر صبوري و مهربونيات ازت تشكر ميكنم.)
پ.ن۲: از انتخابم تو جشنواره وبلاگها و سايتهاي موسيقي كه افتخار ميكنم تقديرنامهام رو از دست داوود گنجهاي و داريوش پيرنياكان گرفتم تا برگزيده شدن هفته به هفته مطالبم تو روزنامه همه چيز خوب مي گذره و هر روز به حوزه تخصصي كاريم يعني موسيقي عشق بيشتري ميورزم و كلا اين روزها عاشقترم.( اين مطلب هم جزء برگزيدههاي روزنامه شد)
پ.ن۳: تو اين ماه بزرگ و عزيز من رو از دعاي خيرتون محروم نكنيد.
سه شنبه چهاردهم تیر 1390
دوستت دارم را من دلاويزترين شعر جهان يافتهام
فريدون مشيري
چهارشنبه یازدهم خرداد 1390
گفتگو با محسن نفر
گفتگوي من با آهنگساز آلبوم ياد يار
موسيقي به نظام اسلامي وفادار بوده است

محسن نفر آهنگساز، نوازنده تار و سه تار مدتي پس از ارتحال امام خميني (ره) آلبوم «ياد يار» را با صداي حسامالدين سراج منتشر ميكند. او در اين آلبوم آهنگسازي، سرپرستی گروه و تكنوازي تار را به عهده ميگيرد، اين اثر در برگيرنده اشعار مولانا، حافظ و اشعار امام خميني (ره) است كه در رثاي بنيانگذار جمهوري اسلامي اثري ماندگار ميشود. محسن نفر آهنگهاي اين آلبوم را قبل از ارتحال امام (ره) ميسازد و كشف آن را در دفتر آهنگهايش، محبت و توجهي از سوي خدا به مناسبت ارتحال امام ميداند. نفر، از همان دوران كودكي در خانوادهاي رشد ميكند كه مسائل انقلابي براي او حائز اهميت بوده تا جايي كه تنها 15 سال بيشتر نداشت كه محمدرضا شاه پهلوي از هنرستان عالي موسيقي ملي بازديد ميكند، هنگامي كه وارد ميشود «نفر» تنها كسي است كه مينشيند، تار ميزند و اهميتي به حضور شاه نميدهد. او در خاطرهاي ديگر از آن دوران ياد ميكند: روزي هويدا نخست وزير هم به اين هنرستان ميآيد و بعد از ورود به كلاس با بياعتنايي «نفر» روبهرو ميشود كه حتي تا نيمه هم بلند نميشود. هويدا نگاهي از سر غضب ميكند و ماجرا را از مدير مدرسه جويا مي شود. ممتاز و برجسته بودن او در مدرسه، مدير را ترغیب به بهانههاي مكرر ميكند و حالا امروز «نفر» تنها لطف و عنايت خداوند را واسطهاي ميداند كه توانسته از آن شرايط جان سالم به در ببرد. او آلبومهاي «ياد يار»، «وصل مستان»، «باغ ارغوان» و «شمسالضحي»، «فكر نو»، «ياس»، «خاكستري»، «آبي» و... را در كارنامه خود دارد. حال امروز در روزهاي پاياني بهار 90 به سراغش رفتيم تا در آستانه سالروز ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي گفتوگويي با وي داشته باشيم كه ماحصل آن از نظرتان ميگذرد.
سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390
گزارش من از نشر موسيقي در نمايشگاه كتاب
استقبال مخاطبان از كتابهاي موسيقي
ناشران موسيقي از استقبال مخاطبان تخصصي و عام كتابهاي موسيقي در نمايشگاه كتاب خبر دادند.
مردم از آثار موسيقي در نمايشگاه كتاب استقبال كردند چرا كه ناشران اين حوزه علاوه بر كتابهاي تخصصي موسيقي آثار شنيداري را نيز عرضه كردهاند و همين امر موجب شده تا علاوه بر دانشجويان و هنرمندان موسيقي مخاطبان عام نيز از اين غرفه ها بازديد كنند.

سه شنبه شانزدهم فروردین 1390
گفتگوي من با محمدرضا لطفي
31 سال موسيقي ايراني به روايت محمدرضا لطفي؛
مردم صداي قلب هنرمند عاشق را ميشنوند

قرارمان را مکتب خانه ميرزا عبدالله گذاشتيم همانجايي كه هر روز شاگردان علاقهمند موسيقي رفت و آمد ميكنند. به قول خود محمدرضا لطفي در مكتب خانه به روي علاقه مندان موسيقي باز است و فرصت براي گفتوگو و بحث با اين هنرمند فراهم است، چرا كه او معتقد است هنرمند بايد در دسترس باشد، براي مردم وقت بگذارد و فراموش نكند با همين مردم بزرگ شده است. انبوه موهاي سفيدش مرا به سمت ملودي ايراني ميبرد و دلسوزانه از موسيقي ايراني ميگويد و از سازهايي كه نبايد فراموش شوند. او سال ۱۳۲۵ در شهر گرگان به دنيا آمده و امروز به يكي از آهنگسازان، اساتيد و نوازندگان تار موسيقي ايراني تبديل شده است. در يك صبح زمستاني سراغش رفتيم از او خواستيم از موسيقي و سرگذشت اين هنر در اين 31 سال برايمان بگويد او هم صبورانه پاسخ سؤالهايمان را داد كه ماحصل گفتوگويمان را ميخوانيد:
چهارشنبه هجدهم اسفند 1389
گزارش «ايران» از كارنامه موسيقي سال 89
فراز و نشيب هاي موسيقي در سالي كه گذشت
روزهاي پاياني سال 89 با حضور گسترده اهالي موسيقي در صحنه اجرا در حال سپري شدن است، با نگاهي گذرا به كارنامه موسيقي امسال برخي از اتفاقات مهم اين حوزه را از نظر مي گذرانيم.

دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389
اگه عاشق باشي همه ي روزا برات روز عشق ورزيه
ولنتاين و سپندار مزگان بهونه است !
دوشنبه پانزدهم آذر 1389
سلطان موسيقي پاپ چه كسي است؟

سلطان موسيقي پاپ چه كسي است؟ اين سوال خيلي وقت بود ذهنمو درگير كرده بود. نه از اون جهت كه پاسخش برام اهميتي داشته باشه و يا اصلا دنبال جواب اين سوال باشم،فقط از اين جهت برام اهميت داشت كه ذهن خيلي از جوونها درگيرش شده. اينو از سرچ تو اينترنت و فضاي خيلي از وبلاگ ها پيدا كردم و جرقهاي شد براي نوشتن اين ياداشت از آنجايي كه با سايت موسيقي ما همكاري مي كنم، بهترين پايگاه براي انتشار اين يادداشت رو اونجا دونستم كه مخاطبان متنوعي داره . خوشبختانه خيلي ها ميان و نظر مي ذارن، فضاي جالبي تو سايت ايجاد شده دقيقا همون چيزي كه تصور مي كردم.
پ.ن : روزهام عطر نسترن گرفته،حال و هوام حسابي ارغوانيه و نفسم غرق
بوي پيراهن يوسف شده .
پ.ن ۲: تو ايام سوگواري سيدالشهدا ملتمس دعاي خيرتون هستم.
شنبه بیست و نهم آبان 1389
گفتگوي من با همايون خرم
بداهه نواز ميآفريند

شايد وقتي مادر شيفته موسيقي، نام فرزندش را همايون ميگذاشت، به دلش افتاده بود روزي پسرش ميشود همايون خرمي كه نامش در يادها خواهد ماند و گنجينهاي خواهد شد براي فرهنگ و موسيقي ايراني. استادش ابوالحسن صبا هم خوب شاگرد را درك كرده بود كه در 14 سالگي به او پيشنهاد داد به راديو برود و حالا امروز آثار راديويي او طرفداران بسياري دارد. همايون خرم، نوازنده ويلن و موسيقيدان، «تو اي پري كجايي»، «امشب در سر شوري دارم» را عاشقانه روايت كرد كه ماندگار شد و امروز جوان و پير مخاطبش هستند. در يك عصر پائيزي با اين هنرمند به گفتوگو نشستيم كه ماحصل آن را ميخوانيد:
گفتگوي من با همايون خرم در روزنامه ايران
شنبه سوم مهر 1389
روزگارمون مي گذره !
ديدن بچهها با لباس هاي رنگ و وارنگ مدرسه به طرز عجيبي دلمو مي بره من از اون دسته دانش آموزاني بودم كه هيچ وقت از درس و كتاب و مدرسه خسته نمي شدم و هنوزم بوي كتاب نفسمهامو غرق عطر نسترن مي كنه ...
اين روز ها به شدت درگير كارم اضافه شدن يه صفحه خبري فرهنگي ديگه (صفحه 20 – ايران فرهنگي) حسابي مشغلمون كرده ...
بازار كنسرت ها هم داغ داغه و اگه فقط چند تا شو دوست داشته باشم و بخوام برم ميشه حداقل هفته اي يه كنسرت...
دريچه هاي جديدي به روي زندگيم باز شده و احساس خوبي دارم.
جمعه پنجم شهریور 1389
!
"وبلاگت شده یه نسخه از روزنامه ایران عین یه خبرگزاری آخه چرا انقدر گفتگو هاتو می ذاری" این جمله رو امشب ازمرضیه خواهر عزیزم که فقط 11 سالشه شنیدم و پیش از اون از خیلی از دوستانم به طرق مختلف.
هم به مرضیه و همه کسانی که باهاش هم عقیده اند حق می دم خیلی وقته دیگه نمی نویسم اما این ننوشتن هیچ ربطی به بی حوصلگی بی انگیزگی نداره هنوزم وبلاگمو بعد از گذشت حدود 5 سال دوست دارم و برام مهمه چی می نویسم چی برام می نویسند.تو این مدتی هم که کمتر نوشتم اتقافات مختلفی برام افتاده که بهونه های خوبی برای وبلاگ نویسی بوده اما ننوشتم ...
الان که پشت سیستم نشستم گفتم با حرفای دلت به روز کن واقعا نمی دونم چی باید بنویسم فقط بگم منتظر یه سری اتفاق خوبم. دوستتون دارم. التماس دعا
پ.ن:بعضی گفتگو هامو تو پیوندهای روزانه وبلاگم گذاشتم و یه سر و سامونی بهش دادم.
پ.ن۲:بچه های ایسکا خیلی خوشگل دارن تو وبلاگ سپیده اشرفی خاطره بازی می کنند.
http://www.persianjournal.blogfa.com/
دوشنبه یکم شهریور 1389
گفتگوي من با علي لهراسبي
گفتوگو با علي لهراسبي، خواننده تيتراژ سريال "فاصلهها"
عاشقانه ميخوانم

علي لهراسبي را از «درياييها» بيشتر شناختيم و با «حس غريب»اش جان گرفتيم. او با «پيلههاي پرواز» به ما باوراند که خوانندهاي موفق خواهد شد و با «دلنوازان» سهيليزاده اوج گرفت و تا «فاصله ها» صبر کرد تا يک اتفاق را در تيتراژ سريالهاي تلويزيوني ايجاد کند و «فاصله ها» نيز فاصله او تا مخاطبانش صدايش را نزديک و نزديکتر کرد.
با علي لهراسبي گفتوگويي در خصوص تيتراژ تلويزيوني داشتيم که ماحصل آن را ميخوانيد:
دوشنبه یازدهم مرداد 1389
گفتگوي من با خشايار اعتمادي در روزنامه ايران
«بايد به تو برگردم»؛ بازگشت به خوبها و خوبیهاست
عکس:سید وحید حسینی
یادگار سال ۸۶ که آقای اعتمادی رو دعوت کرده بودم ایسکانیوز
خشايار اعتمادي از فعالان عرصه موسيقي پاپ و از خوانندگاني است كه همواره دغدغه موسيقي درست در حوزه موسيقي پاپ را دارد ومعتقد است منزلت و شأن ايراني موسيقي وزين و با محتوا ميطلبد. براي او اين مسئله اهميت دارد كه دنيا موسيقي روز كشورمان را به درستي بشناسد. او بعد از گذشت 4 سال آلبوم تازه خود با نام «بايد به تو برگردم» را توسط مؤسسه فرهنگي هنري نهاله رودكي وارد بازار موسيقي كرده است و احتمال ميدهد اين آخرين آلبوماش در دنياي موسيقي باشد. اين اتفاق تازه فرصتي را فراهم كرد تا با اين خواننده با سابقه به آسيبشناسي فضاي موسيقي پاپ بپردازيم.
پ.ن ۱:گفتگوی من با خشایار اعتمادی یه جور آسیب شناسی فضای موسیقی پاپ بود.
پ.ن ۲:شنيدن خبر فوت محمد نوري خيلي راحت نبود.
يه حسي از ديشب بهم مي گفت جدا از كار خبري تو حتما بايد تو مراسم تشييع پیکر محمد نوري حضور داشته باشي به حس دروني ام احترام گذاشتم و رفتم .
خدايش بيامرزد (برایش صلواتی بفرستید)
پ.ن۳: امروز باید بین کلاس زبان و نشست مطبوعاتی محمد اصفهانی یکی رو انتخاب می کردم فرصت دیدن محمد اصفهانی که خیلی هم در بین اهالی مطبوعات حضور نداره رو ترجیح دادم.
قبل از نشست رفتم پیش محمد اصفهانی ازش خواستم بهم بگه چرا انقدر از اهالی رسانه دوره و کمتر گفتگویی ازش می بینیم.ظاهرا خبرگزاری فارس هم این عکس رو رو خروجیش قرار داده.
عکس من و محمد اصفهانی در خبرگزاری فارس
پ.ن۴: همچنان معتقدم
تو که با گوشه چشمی غم عالم ببری
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
دوشنبه چهاردهم تیر 1389
تمام نا تمام من،با تو تمام مي شود
تو كه با گوشه چشمی غم عالم ببري
حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد
پ.ن: پشت يه ماشين اينو خوندم، خيلي خوشم اومد.
پ.ن۲: نظرخواهي غير فعاله چون متهم شدم به زود به زود به روز كردن، مطلب پايين رو هم تازه گذاشتم فعلا همون جا نظر بگذاريد.
پ.ن۳: خيلي دلم مي خواد بنويسم (وب نويسي) نمي دونم يا سوژه نيست يا من حوصله ندارم. خودمم خيلي موافق اين نيستم كه همش مطالبمو بذارم اما شايد اين تنها راهي باشه كه بگم هستم و هنوز نفس مي كشم.
سه شنبه هشتم تیر 1389
گلريز
گفتگوی من با محمد گلریز درروزنامه ایران
راز ماندگاری هنرمند مردمی

دوشنبه سی و یکم خرداد 1389
دو مطلب در ايران آنلاين

شنبه بیست و دوم خرداد 1389
خسته ام از تظاهر ايستادگي